محمد ابراهيم آيتى
473
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
بكشيدشان و از راه كشتنشان با ندانى ، گناهى [ 1 ] به شما رسد [ 2 ] ( جلو جنگ را نمىگرفت ، امّا بدان جهت جلو جنگ را گرفت ) تا هر كه را بخواهد در رحمت خويش داخل كند . اگر اينان از آنان جدا مىشدند ، ما كافرانشان را به عذابى دردناك شكنجه مىداديم [ 3 ] ، هنگامى كه كافران در دلهاى خود تعصّب جاهليت قرار دادند [ 4 ] ، پس خدا آرامش خود را بر پيامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و كلمهء تقوى را همراهشان ساخت و آنان بدين كلمه سزاوارتر بودند و شايستگى آن را داشتند [ 5 ] ، و خدا به هر چيزى دانا است [ 6 ] ، راستى كه خدا در عالم رؤيا به رسول خود راست و حقّ گفته است كه : البتّه شما اگر خدا بخواهد ، به مسجد الحرام داخل خواهيد شد ، در حالى كه در امان باشيد و سرهاى خود را بتراشيد و تقصير كنيد و از كسى بيم نداشته باشيد ، خدا دانست آنچه را كه شما ندانستيد و پيش از ورود به مكّه فتحى نزديك نصيب شما ساخت [ 7 ] . ابن اسحاق از زهرى روايت كرده است كه : پيش از « حديبيه » چنان فتحى در اسلام روى نداده بود ، و در همين دو سال بعد از « حديبيه » ( يعنى : تا فتح مكّه ) بيش از تمام مدّت گذشتهء اسلام ، مردم به اسلام گرويدند ، و دليل بر آن به گفتهء ابن هشام : آن است كه در حديبيه به قول « جابر بن عبد اللّه » : هزار و چهارصد نفر به همراه رسول خدا
--> [ 1 ] - يا شماتت و ملامتى ، يا از راه پرداختن ديه ، زيان و غرامتى . [ 2 ] - يعنى : اگر مسلمانان گرفتار مكه مانند : وليد بن وليد مغيره ، سلمة بن هشام ، عيّاش بن أبى ربيعه ، أبو جندل بن سهيل و نظائرشان نبودند جلو جنگ را نمىگرفت . [ 3 ] - آيه 25 . [ 4 ] - مقصود : مشركان مكهاند كه گفتند : هرگز راضى نمىشويم كه محمد به زور وارد مكه شود ، يا سهيل بن عمرو كه راضى نشد نام پيامبر خدا با عنوان « رسول اللّه » نوشته شود . [ 5 ] - مقصود از كلمهء تقوى : شهادت به وحدانيت پروردگار و رسالت پيامبر اسلام : لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه است . [ 6 ] - آيه 26 . [ 7 ] - يعنى : فتح خيبر يا صلح حديبيه ( آيه 27 ) .